هتل استقلال-نمایشگاه حیوانات خانگی چاپ


شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
همه چیزم جابجا کردیم(چی فکر کردین)
تازه میخواستیم فرشم بشوریم ولی نشد.پنجره ها رو دروردیم شستیم.
تافردا خدافظ
سلام. ببخشیددیرکردم.اخه به وبلاگم دسترسی نداشتم.
بالاخره یکشنبه
دندونم افتاد.
اولش خیلی خون اومد
ولی بعدش خونش بنداومد.
بین خودمون باشه اولش ترسیدم
فکرکردم خونش بندنمیاد
ولی بنداومد
تادیداری بعدخدانگه دار
سلام.
دقیقن دو 7 ته پیش بود که با مامان و ابجیم رفتم اسکیت بخرم. از مامانم پرسیدم اگه امتاحانام تموم شد اسکیت بازی کنم ؟ مامانم گفت: باشه فقط با کلاه. اسکیتم ابی بود الانم خیلی خوشحالم چون یک شنبه امتاحان دارم.
قرن ۲۱ سال ۱۳۸۷ ماه فروردین روز ۱۱ یک شنبه پارک جمشیدیه با آبجی سین مهربونم

قرن ۲۱ سال ۱۳۸۹ ماه آذر روز ۱۱ پنج شنبه پارک جمشیدیه با آبجی سین مهربونم

سلام.من دیشب به پارک اب واتش رفتم.البته فقط آب بود 
باید اسمش رو میذاشتن پارک آب
من اونجا اسکیت بردم و کلی لذت بردم تازه با دوستای وحید آقا آشنا شدم !(امید آقا و مریم خانوم)
یادتون هست توی پست قبلی گفتم وحید آقا تابستون منو می بره پارک؟
الان به جای تابستون منو برد پارک
منتظر نظرات شیرین شما هستم مخصوصن امید آقا
راستی!!صبحشم خواب موندم و نرفتم مدرسه 

۹سال گذشته و من یادم میاد چه روزای بد و تلخی بود قبل از اینکه بدنیا بیای...
وجودت بی شک یه موهبت بود واسه خانواده ی ما؛
خستگی ِ منو تو از یادم می بری و تو دنیا اگه یکی باشه که خیلی خیلی دوستش دارم تویی...
صدات پشت تلفن دیوونم می کنه و زودی دلم برات تنگ میشه؛
موهای مشکی و یک دستی که داری...
خنده هات وقتی که می خوای شیطونی کنی...
خداحافظیامون وقتی می خوای بری مدرسه و من همش می گم "الهه مواظب خودت باش، شیطونی نکنیا! حواستو جمع کن خانوم چی میگه، دیکته ات رو خوب گوش بده بعد بنویس" و...
بوسی که بعدش ازم به خنده می پرسی : رژلب که نداشتی؟
تو بهترین آبجی ِ دنیایی و من هیچ وقت فراموش نمی کنم بچگیات رو که چقد ناز بودی و شیرین بودی و چه خوشرنگ کردی زندگیمونو...

دیشبم که آخر ِشیطنتی بود که داشتی، هی تو خونه می گفتی که من سعی می کنم یادم بره تولدمه که شماها منو سورپریز کنید
الهی قربونت برم که مثل خودم بامزه ای و باحال
آبجی ایشالله که خوشبخت بشی...

عکس رو خودم گرفتم. اولیش امضای آقا وحید و دومیش هم امضای خواهرم که می گه چون هُل شده بوده بَد امضا کرده...
حالا دیگه ما تو خونه دوتا وحید داریم، یکی وحید داداش که قبلا عکسشو دیدین و یکی هم آقا وحید.
راستی این دومین تابستونه که من سواد دارم. دیروز خواهر بزرگم منو مجبور کرد که بشینم جدول ضرب رو یه صفحه تمرین کنم.
خب من دوست دارم بیشتر برم پارک بازی کنم یا تلویزیون ببینم.
شبا هم بشینم تا ساعت دو فیلم ببینم.
دوماه دیگه تابستونم تموم میشه و من هنوز یه عالمه می خوام بازی کنم!
همین جمعه ای که گذشت خواهرم-گل دختر- ازدواج کرد
من اصلا باورم نمیشه که اون داره میره
البته خودش میگه حالا حالا ها هست و تازه داماد هم با ما اضافه شده
مامانم همش بهم میگه داماد نامحرمه و من باید جلوش حجاب داشته باشم.منم خسته میشم وقتی همش روسری سرم باشه
جمعه ای وقتی میخواستن کیک رو ببرن، من چاقو رو دادم به داماد و ازش پول گرفتم
هنوز نمی دونم با هفت هزار تومنی که دامادمون بهم داده چی کار کنم
راستی امتحانامم شروع شده و بعدش زودی تابستون میشه.منم اون وقت میتونم همش با دامادمون برم پارک

الهه گل: آبجی، الله اکبر یعنی چی؟
گل دختر: یعنی خدا بزرگتر از آنست که وصف شود
الهه گل:
یعنی این دوکلمه این همه معنی داشت؟ 
(هنوزم که هنوزه قبول نمیکنه این دوتا کلمه این معنی رو میده! میگه یعنی "خدای اکبر"
)